تعلل
بالاخره انجامش میدهم...
« بالاخره انجامش میدهم» ، «میخواستم نوشتن تکالیفم را شروع کنم ولی یکی از دوستانم سررسید نتوانستم تکالیفم را بنویسم»،«هفته دیگه امتحان دارم و با اینکه برنامه ریزی کرده بودم نتوانستم درست و حسابی درس بخونم» . در فرهنگ لغت ،اهمال کاری را به تعویق انداختن کاری تعریف میکنند که قصد انجام آنرا دارید. مشکل اهمال کاری این است که شما با اینکه عقلتان حکم میکند آن کار را انجام دهید ، ولی کارتان را دائم به تاخیر می اندازید. با اینکه می دانید نیاز دارید این کار را انجام دهید، باز هم دست به کار نمیشوید، چه چیزی باعث می شود شما دست به کار سازنده و مفید نزنید؟
در مورد دلایل اهمال کاری نظرات مختلفی وجود دارد، اما به عقیده برخی روانشماسان سه دلیل عمده برای اهمال کاری ذکر شده است:
1- اضطراب : در چنین حالتی فکر می کنید اگر دست به کاری بزنید که تا به حال از آن اجتناب کرده اید ، احساس ارزشمندیتان تهدید می شود. به عنوان مثال ، تصور کنید لازم است از دوستتان بخواهید که در انجام تکالیف شما را راهنمایی کند ولی شما چنین کاری را کسر شأن میدانید و به نوعی ایشان را در حد چنین کاری نمیدانید. اگر بخواهید این کار را انجام دهید احساس ارزشمندی شما زیر سؤال می رود. در نتیجه زمان به سرعت میگذرد و و شما هنوز نوشتن تکالیف را شروع نکرده اید.
2- کم طاقتی : فکر میکنید حال و حوصله و توانایی انجام کارهای یکنواخت ، خسته کننده، مشقت بار، ناکام ساز و احساسات ناخوشایند را ندارید، بنابراین به محض اینکه کار را شروع می کنید حوصله تان سر می رود و دست از کار میکشید. فلسفه زیر بنایی کم طاقتی این است :«نمیتوانم رنج فعلی را برای خاطر گنج آینده تحمل کنم.» برای مثال؛ دوست دارید تناسب اندام پیدا کنی ولی وقتی باشگاه می روید و مجبورید برای ورزش، خواب نوشین صبحگاهی را فراموش کنید ، می بینید کار سختی است و ترجیح می دهید چاقی را تحمل کنید. کم طاقتی فلسفه ای گمراه کننده است زیرا شما را وادار میکند سر خودتان کلاه بگذارید. چون به خیال خودتان با اجتناب از کارها و موقعیت های سخت و چالش برانگیز راحت هستید ، در حالی که در دراز مدت مشکلات حل نشده روی هم جمع می شوند و حل آنها برای شما سخت تر است.
3- تمرّد : با به تعویق انداختن کارهای مهم و ضروری ، خشم خود را ابراز میکنید. می خواهید با این کار از کسی که دائم به شما دستور میدهد انتقام بگیرید. به عنوان مثال ، والدین تان به شما دستور میدهند که کار خاصی را انجام ندهید اما شما از حرفهای آنها دلخور می شوید و فکر میکنید:«مگر من بچه ام که هر روز به من این نکته را گوشزد میکنید». عمدا این کار را انجام میدهید تا به آنها بفهمانید که لیاقت این جور برخورد را ندارید. کارتان را انجام میدهید و نهایتا علاوه بر اتلاف وقت و دلخوری ااز جهاتی هم متضرر میگردید.
افراد معمولا در دو حوزه کارهایشان را به تعویق می اندازند و از رفتارهای اجتنابی و دلیل تراشی استفاده میکنند . این حوزه ها عبارتند از:
1- رشد خود
2- حفظ موقعیت فعلی زندگی
رشد خود به معنای تلاش برای دست یابی به اهداف است . مثل تغییر شغل برای بدست آوردن درآمد بیشتر ، برقراری دوستی های جدید و ایجاد یک زندگی سعادتمندانه .
حفظ موقعیت فعلی زندگی ، رفتارهایی را در برمیگیرد که باعث راحتی و آسایش زندگی فعلی میشود مثل انجام کارهای منزل ، پرداخت به موقع قبوض ، جواب دادن به تلفن های ضروری و تعمیر ماشین . رفتارهای اجتنابی و دلیل تراشی ها میتواند باعث افزایش ناکامی و کاهش لذت زندگی تان بشود .
رفتارهای اجتنابی و دلیل تراشی ها به شکلهای زیر خودشان را نشان میدهند:
□ فکر کردن درباره مشکل ، بدون اینکه دست به هیچ کاری بزنید. مثلا «مدت زیادی روی کاناپه دراز میکشید و فکر می کنید که تکالیفتان را انجام دهید.» با خودتان می گویید « قبل از اینکه دست به کار شوم باید حال و حوصله پیدا کنم.» لم دادن روی کاناپه و و فکر کردن به انجام تکالیف هیچ کمکی به شما نمی کند که حال و حوصله پیدا کنید. برای اینکه حال و حوصله پیدا کنید بهتر است دست به کار شوید.
□ تا دقیقه ی نود کار را به تاخیر می اندازید . چرا چنین میکنید؟ چون به خیال خودتان زیر فشار بهتر کار میکنید. برای اینکه بهتر بتوانید ادعای خود را بسنجید، کیفیت کارهایی که در دقیقه نود انجام میدهید با کارهایی که قبل از موعد مقرر انجام داده اید مقایسه کنید. این کار ممکن است مشکل اصلی شما را بر ملا کند، یعنی انجام کار در دقیقه نود حاصلی جز یک کار طاقت فرسای پرفشار و کسل کننده ندارد. کار کردن در زیر فشار زمان یعنی «عجله کردن ، فرصت کافی برای وارسی کار نداشتن ، درست انجام ندادن، نصف و نیمه کار کردن و ...»
□وقتی می گویید :«فردا انجامش میدهم» تلاش میکنید خودتان را متقاعد کنید که واقعا فردا کار را انجام میدهید یا اینکه می خواهید تسلط خود را نشان دهید . در واقع از نظر فرد اهمال کار ، فردا روز بعد نیست بلکه زمان نامعلوم در آینده است. وقتی می گویید :«قول میدم فردا انجامش بدهم» مطمئن باشید که فردا این کار را نخواهید کرد.
□ نوع دیگری از طرز تفکر « فردا انجامش میدهم» این است که عمل آینده را به حل مشکل فعلی وابسته میکنید . مثلا« میخواهید برای پایان ترم یک مقاله ی خیلی خوب بعنوان کار عملی انجام دهید اما در این کار تعلل میکنید ، به این دلیل که میگویید :«بگذار کمی سرم خلوت بشود و امتحانات را پشت سر بگذارم ،آن موقع شروع میکنم.» مشکل فعلی بهانه ای میشود که کار را انجام ندهید. در چنین موقعیتی شما از مشکل خود می ترسید (ترس از انجام تکلیف) و به همین خاطر آن را به تعویق می اندازید.
□ کارهای بی اهمیت قبلی ناگهان در اولویت قرار میگیرند تا کار مشکل را انجام ندهید. مثلا «حوصله ندارم توی یک خانه ی کثیف و به هم ریخته تکلیف انجام دهم . اول خانه را تمیز میکنم ، بعد تکالیفم را انجام میدهم .» اگر قرار نبود تکالیف درسی انجام دهی آیا باز هم تمیز کردن خانه در اولویت قرار می گرفت؟
□اول کارهای لذت بخش را انجام می دهید تا بتوانید برای انجام کارهای سخت روحیه ی لازم را پیدا کنید ولی پس از اینکه شروع کردید ، نمیتوانید دست از انجام کار لذت بخش بدارید و کار سخت را به تعویق می اندازید. مثلا«چرا الان خودم را ناراحت و خسته کنم؟ برای درس خواندن وقت زیادی دارم.» البته شما می توانید کار سخت و کار لذت بخش را در یک روز انجام دهید.
□ دائم گوش به زنگ هستید تا دلیلی موجه برای شروع نکردن کار یا دست از کار کشیدن پیدا کنید مثلا «دوستم زنگ زد فکر کردم کار واجبی دارد به همین خاطر به تلفن جواب دادم ولی حدود نیم ساعت وقتم را گرفت» وقتی که به تلفن جواب دادید ممکن است فعالیت دیگری توجه شما را به خود جلب کند(مثلا تماشای فوتبال از تلویزیون یا خوردن یک لیوان چای) یا ممکن است به خودتان بگویید :«حس و حال اولیه ای که کارم را شروع کردم از دست رفت.» در چنین موقعی خودتان را مجبور کنید تا کار را از سر بگیرید و پس از مدت کوتاهی متوجه خواهید شد که حس و حال شما باز میگردد.
□ ایجاد این تفکر گول زننده که ابتدا باید مقدمات انجام کار را فراهم کنید . مثلا«برای اینکه مقاله بنویسید ، خودتان را به چیدن کتابها و منابع روی میز مشغول میکنید ولی دریغ از نشستن پشت میز و نوشتن . با این حال ، وقتی که مقدمات کار را فراهم کردید با خودتان می گویید:«یک اتاق منظم و مرتب مثل یک ذهن منظم و مرتب است» ، فکر میکنید خسته شده اید و شروع به کار نمیکنید، ولی خودتان را متقاعد کرده اید که کلید آغاز کار را زده اید . به خودتان حق می دهید حالا به کار دیگری بپردازید. چنین افکار گول زننده ای اگر چه باعث راحتی شما می شوند ولی تکالیف شما کماکان نانوشته باقی می ماند.»
□ابتدا با زدن برچسب هایی مثل تنبل، ناامید و کندکار به خودتان ، از انتقادهای دیگران جلوگیری می کنید و بعد به نوعی خودتان را توجیه میکنید مثلا «دست خودم نیست ، نمیتوانم طور دیگری رفتار کنم .» اگر از پشت برچسبی که به خودتان میز نید بیرون بیائید و شروع به کار کنید ، ممکن است مشکل واقعی را بشناسید. به عنوان مثال مشکل واقعی شما تنبلی نیست بلکه ترس از شکست است.
□ گاهی منتظر می مانید تا انگیزه ی لازم برای کار را بدست بیاورید . خودتان را این گونه مجاب می کنید که اگر انگیزه ی لازم را پیدا کنید ، کار را با سرعت انجام می دهید ، ولی اگر انگیزه یا حال و حوصله نداشته باشید ، نمی توانید دست به کار شوید. روانشناسی در این باره می گوید:« انگیزه قدم اول نیست بلکه انگیزه حاصل کار است. شما مجبورید کار را شروع کنید چه حس و حالش را داشته باشید چه نداشته باشید، بعد از این که کار را شروع کردید انگیزه ی بیشتری پیدا میکنید.»
□ ممکن است به خودتان بگویید :« دنبال دردسر نگرد .» نمی خواهید دوستانتان را با رفتارش روبرو کنید و به او تذکر بدهید ، چون از پیامدهای بعدش می ترسید . مثلا « از دست من عصبانی می شود» . بنابراین ، رفتار جرأتمندانه خود را تنها به خاطر « یافتن فرصت مناسب» به تاخیر می اندازید. ولی آن لحظه هیچ وقت فرا نمی رسد مگر اینکه به خودتان بگویید:« بهتر است با صداقت و صراحت با او حرف بزنم.» برخی از افراد ممکن است در اموری اهمال کاری کنند که نه تنها پیامدهای منفی ندارد بلکه مفید و مؤثر باشد. بعضی از این افراد از موفقیت یا لذت واقعی می ترسند یا اینکه خودشان را سزاوار آن نمیدانند. این کار نوعی خود تنبیه گری با تضعیف خود است.
زندگی روزمره خود را مرور کنید و ببینید در چه کارهایی تعلل میکنید ودلیل آن چیست؟