payammoshaver

سلام به همگی

payammoshaver

سلام به همگی

يكشنبه, ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۱۱:۳۳ ق.ظ

۰

اهمال کاری و راههای غلبه بر آن

يكشنبه, ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۴، ۱۱:۳۳ ق.ظ



خار در دیده ی فرصت مشکن                 کار امروز به فردا مفکن
                                                                                               جامی

اهمالکاری به تعویق انداختن انجام کار یا وظیفه ای مشخص وضروری است. هر چند این تعریف بیانگر احساسات آغازگر این کار نیست. برای اغلب ما، کلمه ی اهمالکاری یادآور تجربه های قبلی است؛ وقتی احساس گناه، تنبلی، عدم شایستگی، اضطراب یا حماقت یا ترکیبی از این احساسات را داشتیم. این احساسات در ارزش گذاری ما نسبت به خودمان نقش دارند: شما احساس میکنید که اگر کاری را به تعویق بیندازید، آدم بدی هستید. برای درک و رفع اهمالکاری، باید به بررسی موقعیتهای مشکل آفرین بپردازید. ابتدا، مشخص کنید آیا دلیل امروز و فردا کردن شما، ضعف در مدیریت زمان است؛ و اگر چنین است، مهارتهای مدیریت زمان را بیاموزید. هر چند، اگر مدیریت زمان را بلد باشید اما آنها را به کار نبندید ، با مشکل جدیتری روبه رو می شوید. اگر مسئله این است، فکر کنید
که چه چیزی شما را از انجام کاری که میدانید مفید است بازمیدارد. اگر در این مسیر احتیاج به کمک دارید یک مشاور متخصص را ملاقات کنید. بسیاری از افراد به دلایل زیر کارها را به تعویق می اندازند:

1- عدم علاقه: احتمالا شروع کاری که برای شخص شما مناسب و معنادار نباشد، سخت است.
2- پذیرش اهداف دیگران: اگر کاری به شما تحمیل یا واگذار شده و ارتباطی با علایق شما نداشته باشد، ممکن است برای وقت گذاشتن و انجام آن بی میل باشید.
3- ایده آل گرایی: تلاش برای کسب نتیجه ای با استانداردهای غیرقابل دستیابی، شما را برای ادامه آن بی انگیزه میکند. به یاد داشته باشید بهترین بودن یا رسیدن به حداعلی اغلب غیرقابل دسترس است.
4- مهرطلبی یا نیاز به تایید: اغلب افراد به تعریف دیگران از خودشان اهمیت می دهند. اما وقتی پاسخ دیگران به کار شما، تحت کنترل مستقیم شما نیست، ارزش بیش از حد قائل شدن برای این پاسخها میتواند نوعی اضطراب ایجاد کند و با دستیابی به نتیجه تداخل پیدا کند.
5-ابهام: حتی اگر پیش ازین کارهای مشابهی را انجام داده باشید، درصورت عدم اطمینان از نتیجه مورد انتظار در کار، شروع آن میتواند سخت باشد.

6- ترس از ابهام: اگر می خواهید در یک حوزه ی جدید ریسک کنید، راهی برای شناخت نتیجه مورد نظر وجود ندارد. چنین نتیجه ی نامطمئنی میتواند مانعی برای شروع باشد پس چندان دنبال قطعیت نباشید و تحملتان نسبت به ابهام و عدم قطعیت را بالا ببرید.

7- عدم مهارت در انجام کار: عدم آموزش، مهارت، یا قابلیت ممکن است باعث شود شما حس کنید نمیتوانید از عهده کار برآیید و لذا از انجام آن اجتناب کنید.

بعد از تایید اهمالکاری، به شناسایی موانع احساسی (گناه،اضطراب، احساس عدم کفایت) و بررسی دلایل زیربنایی، بپردازید تا از افکار و باورهای خود که موجب اهمالکاری میشود، آگاه شوید.مثالهای زیر را در نظر بگیرید:
1-    آیا شما وظایفتان راکه نادیده می گیرید، انگار خود به خود از بین می رود؟ امتحان میان ترم کلاس شیمی شما بخار نمیشود حالا هر چقدر هم که شما آن را نادیده بگیرید.

 2- یا شما ملزومات کار را دست کم میگیرید یا قابلیتهای خود را بیش از حد دست بالا میگیرید؟ آیا به خودتان میگویید که مفهوم را یاد گرفته اید و فقط به 1 ساعت زمان برای حل مسایل فیزیک نیاز دارید در حالی که معمولا 6 ساعت زمان می برد؟

3-  آیا خودتان را گول میزنید که یک اجرای متوسط یا استانداردهای پایین هم قابل قبول است؟ برای مثال، اگر شما خودتان را با این باور که نمره 10 برای پاس شدن کافی است گول می زنید، احتمالا از تلاش بیشتر برای خواندن بیشتر و بهبود معد ل اجتناب میکنید و لذا ممکن است مشروط شوید. این نوع از اجتناب میتواند شما را از انتخابهای آگاهانه درباره ی اهداف مهم زندگی تان باز دارد و مجبور به انتخابهایی کند که دوست ندارید.

4- آیا با جایگزین کردن یک کار باارزش به جای وظیفه مورد انتظار خود را گول میزنید؟ فرض کنید شما به جای نوشتن
مقاله ی خود، اتاقتان را تمیز میکنید. ارزش یک اتاق تمیز بالا است اما اگر هنگامی ارزش پیدا میکند که پای نوشتن یک مقاله از آن طرف در میان باشد، شما در حال به تعویق انداختن هستید.

5-  آیا شما فکر می کنید تاخیرهای کوچک بی ضرر هستند؟ مثلاً نوشتن مقاله را عقب می اندازید تا 5 دقیقه برنامه مورد علاقه تان را ببینید. اگر شما بعد از 5 دقیقه سراغ مقاله نروید، احتمالا تمام عصر را تلویزیون می بینید و کاری از پیش نمی برید

6- آیا شما بیشتر از انجام یک کار به نمایش برای تعهد به آن مشغولید؟ مثلا، کتابهایتان را با خود به تعطیلات می برید اما آنها را هرگز باز نمی کنید یا شاید دعوت به مهمانی لذتبخش را رد می کنید اما همچنان کار را انجام نمی دهید. در این حالت، همیشه در آمادگی بی فایده برای انجام کار می مانید، بدون اینکه کاری انجام دهید.

7- آیا شما فقط در انجام بخشی از کار پشتکار دارید؟ مثلاً نوشتن و پاکنویس کردن پاراگراف مقدمه مقاله و رها کردن قسمت اصلی و نتیجه گیری آن مقدمه مهم است اما نه به قیمت خود پروژه.

8- آیا شما در تصمیم گیری بین دو راه انتخابی فلج می شوید؟ مثلاً بیش از حد وقت گذاشتن برای تصمیم گیری بین دو موضوع مقاله، آنقدر که وقت کافی برای نوشتن خود آن نماند.

اگر برخی از مثالهای فوق، برایتان آشنا است، احتمالا برای غلبه بر این مشکل آماده هستید. در ادامه لیستی از مراحل مفید برای رفع مشکل آمده است.
الف) موارد بالا را بخوانید و مواردی که درباره شما مصداق دارد را بنویسید.
ب) تصمیمهای صادقانه درباره ی وظایفتان بگیرید. اگر می خواهید حداقل زمان و تلاش را برای انجام کاری صرف کنید، به آن اعتراف کنید. اجازه ندهید احساس گناه مداخله کند. پیامد هرگونه کم کاری در یک پروژه را بسنجید و میزان زمان بهینه برای انجام آن کار را مشخص کنید. با این کار دلایل عمدی اهمالکاری خود را می شناسید. اگر ناخودآگاه از انجام کاری اجتناب می کنید، پیش خود اعتراف کنید که شما هدف خاصی را مدنظر دارید و مسئولیتها را قبول کنید تا به هدف برسید.
پ) سعی کنید درک درستی از ملزومات به اتمام رسیدن یک کار در زمانی معین به دست آورید.
ت) فعالیتهایی که فقط حس تعهد شما را نمایش میدهد را از فعالیتهایی که واقعا منجر به اتمام کار میشود، متمایز کنید. به هر بخش از کار فقط زمان لازم را اختصاص دهید. یک نگاه کلی به همه پروژه بیاندازید و همه قدمهای لازم برای دستیابی به نتیجه را مجسم کنید. آنها را یادداشت کنید. اولویتبندی کنید. بعدا، اگر نیاز بود آن را مجدداً مرتب کرده و یا در مراحل دیگری به آن اضافه کنید.

هر چه کارها بزرگتر باشد تنظیم یک برنامه ریزی مؤثر که از آن پیروی کنید سختتر است. گامهای زیر می توانند یاری گر باشند:
1) کار را قسمت بندی کنید. شاید انجام کل کار به نظر غیرممکن بیاید؛ اما بخش های کوچکتر بیش تر قابل مدیریت هستند. کار را به مراحل کوچک تقسیم کنید.
2) مراحل کوچک را در یک چارچوب منطقی زمانی مرتب کنید. "منطقی بودن" کلمه ی کلیدی است. شما باید به هر بخش وقت کافی اختصاص دهید. خودتان را فریب ندهید و فکر نکنید می توانید بیش از آنچه در توان یک انسان است کار انجام دهید.
3) بدانید که همه ی ما به صورت دوره ای به تنوع و آرامش نیاز داریم. به خودتان برای کارهای انجام شده جایزه، آرامش و احساس سربلندی بدهید. این امر کمک خواهد کرد تا احساس بی میلی کمتری از کار و وظیفه ی محوله بکنید.
3) پیشرفت مراحل کوچک را پیگیری کنید. مراقب دامهایی که پیش از این مطرح شد، باشید. مشکلات را زود تشخیص داده و برای حل آنها سریعاً چاره ای بیندیشید. برای شکل دادن یک تصویر کلی به مسیر، قسمتها و نیز چگونگی در کنار هم قرارگرفتن آنها توجه کنید. در صورت لزوم، مجدداً تعهدات زمانی را ارزیابی کنید.

4) در انتظاراتی که از خود دارید واقع بین باشید. توقعات کمالگرایانه ممکن است باعث سرپیچی شما و خراب کردن
پیشرفتتان شود.
5) تحمل تان را نسبت به تجربه هیجانات منفی بالا ببرید. اگر از پرداختن به انجام وظایف تان طفره می روید چون وقتی که می خواهید به سراغش بروید حالتان بد می شود و دچار احساس اضطراب، غم یا احساس تنهایی و ناامیدی می شوید، بدانید که این احساسات موقتی هستند و مدت کوتاهی پس از شروع به کار، از بین خواهند رفت. پس آگاهانه از این احساسات استقبال کنید و درباره آنها قضاوت نکنید مثلا نگویید "من احساس ناامیدی می کنم و تحمل این احساس غیر ممکن است". به جای آن به خودتان بگویید که "من احساس ناامیدی می کنم و تحمل این احساس قدری سخت است ولی من با تمام وجود سعی می کنم آن را تحمل کرده و بر آن غلبه کنم و می دانم که به زودی تمام خواهد شد".
6) گاهی اوقات نیز اهمالکاری میتواند نشانه ای از افسردگی باشد. در این صورت حتما از یک روان شناس یا مشاور در مرکز مشاوره کمک بخواهید .

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۲/۲۰
محرمعلی حسن پور

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی